مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1147
طب اكبرى ( فارسى )
ريم بدبو همى پالايد و حدوث او در عوارت ، در سينه و رحم بود و در مردان ، در پاى و روده و احليل و روى . و بعضى از آن شديد الوجع بود و بعضى بىوجع . [ 1507 ] انتباه : هذا داء عيّاء للطبيب لا مطمع فى برئه و إنّما المقصود من معالجته أحد أعراض الثلاثة : منعه من أن يزيد و حفظه من أن يتقرّح و مداوات المتقرّح منه حتى تندمل قرحته » « 1 » . علاج : براى تنقيهء سودا ، رگ اكحل يا باسليق زنند و مسهلات سودا دهند و چند نوبت تكرار مسهل نمايند تا بدن پاك شود و به تسكين حرارت جگر كوشند و از اشربه و اغذيه هرچه مولد خون رقيق بود خوردن فرمايند ؛ زيرا كه خون رقيق ، بعيد الاحتراق است . و اندر ابتدا چيزى رادع طلا نمايند چون حكاكهء حجر الراحى و حكاكهء اسرب و روغن گل به آب گشنيز تر و آب عنب الثعلب آميخته تا منع ازدياد كند و ايضا اسپيداج الرصاص و گل ارمنى و زيت به آب كاهو سرشته طلا سازند تا از تقرّح محفوظ ماند . و چيزهايى كه در وحدت بود استعمال نكنند چرا كه ورم را به حركت مىآرد . آن را كه متقرّح باشد ، چيزى به كار برند كه مدمّل قرحه و مسكن لذع و الم بود و مانع ازدياد و اتساع قرحه باشد چون سپيداب ارزيز و توتياى مغسول و مانند آن به روغن گل آميخته . و اين مرهم سود دارد : اسپيداج رصاص ، توتيا مغسول ، مردارسنگ ، گل ارمنى ، از هريك يك جزو ؛ شادنج مغسول و آب لسان الحمل ، هريك دو جزء ؛ نشاسته و صمغ عربى ، هريك سه جزء ، آنچه كوفتنى است كوفته به موم و روغن گل مرهم سازند و بر ورم طلا نمايند و حوالى او گل ارمنى به آب عنب الثعلب يا آب گشنيز تر بمالند . بدانند كه ورم سرطانى اندر ابتدا باشد كه به تدابير صالحه به شود و سرطان كه در باطن بود ، احوط آن است كه علاج او نكنند مگر به اصلاح غذا . بهترين اشربه براى اين ورم ، شربت بنفشه است و شربت نيلوفر و امثال آن . و نيكوترين اغذيه ، آب كشك جو است و گوشت مرغ و بزغاله و بره و ماهى تازه كه بر سنگريزه مأوى دارد [ يعنى ماهى رضراضى ] . و احوط آن است كه اين گوشتها را با كدو و جو و بقلهء يمانى پزند تا
--> ( 1 ) . ترجمه : « سرطان ، بيماريى است كه طبيب از درمان آن عاجز است و اميدى به بهبودى در آن نيست و مقصود از معالجهء آن يكى از اين سه امر است : منع ازدياد آن جلوگيرى از زخمى شدن آن و يا بهبودى بخشيدن به آن در صورت زخمى شدن » . م .